سيد محمد باقر برقعى

480

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

غير مُجاز نوشته‌ام به دلِ شعرهاى غير مجاز * كه دوست دارمت اى آشناى غير مجاز هوا بَد است . . . بِكِش شيشهء حسادت را * كه دور باشد از اينجا هواى غير مجاز به كوچه پا نگذاريم تا نفرمايند : * جدا شوند ز هم اين دوتاى غير مجاز دل است ، من به تو تجويز مىكنم . . . ديگر ، * مباد پُك بزنى بر دواى غير مجاز ترا نگاه كنم . . . هرچه روز تعطيل است * مرا ببر به همين سينماى غير مجاز تو - صحنه‌هاى رمانتيك و جمله‌هاى قشنگ . . . * كه حفظ كرده‌اى از فيلم‌هاى غير مجاز زبان به كام بگير و شبيه مردم باش * مباد دم بزنى از خداى غير مجاز